مرثیه حضرت زهرا
آیا صدای گریه ی یاس پیمبر است
حال وهوای شهر مدینه عوض شده
از غصه های مادرمان آسمان تر است
یک مدتی است مادرمان باغبان شده
یک مدتی است پهلوی او لاله پرور است
در بین بسترش چقدر ناله میکند
در پشت در خدا چقدر عطر کوثراست
گاهی میان خانه ی خود گریه میکند
ان بانویی که از همه ی بانوان سر است
گل های ارغوان به رخش جلوه میکند
این غنچه ها نشانه ی دستی ستمگر است
حق میدهم اگر حسنش بغض میکند
چون که حوالی در خانه معطر است
بانو پرش شکسته ولی بال میزند
آری پرش شکسته ولیکن کبوتر است
جایش نبود روضه ی در بین این غزل
چون چشم من ز حال خراب علی تر است
حرفم تمام،روز جزا همسر علی
آماده ی حکومتِ در بین محشراست
قربان لطف و معرفتو مهربانیت
جمع ملایکه به شما سجده کرده اند
بین قنوت نافله ی اسمانیت
در خانه ی علی چقدر کار کرده ای
با پهلوی شکسته و با ناتوانیت
پیغمبرانه سوی خدا خوانده ای مرا
با جلوه های چادر پاک یمانیت
در کوچه ذوالفقار علی بوده ای شما
در بین کوچه دیده شده قهرمانیت
چشمان مرتضی پر از احساس غم شده
با دیدن هلال رخ ارغوانیت
حالا میان بستری و گریه میکنی
با غنچه های پیکر رنگین کمانیت
نوكرارباب و مخلص اهل بيت