سبك هاي فاطميه

شاعر برای فاطمیه کم می آورد

هر بیت یک مصیبت اعظم می آورد

قافیه هاش شال عزا بسته بر کمر

در هر ردیف دسته ی ماتم می آورد

از کوچه های سینه زنی رد که می شوم

یک خاطره ز کوچه به یادم می آورد

باز این چه شورش است که در کوچه های شهر

حال و هوای ماه محرم می آورد؟

دیگر نیاز نیست به سبک و به مرثیه

"مادر" فقط همین کلمه غم می آورد

اصلا تو تاکنون غم مادر چشیده ای؟!

دیدی غمش چه بر سر آدم می آورد؟!

مادر، پسر، غلاف، پدر، تازیانه، در ...

این واژه ها خدا چه به روزم می آورد!

نامردی است بازی این دهر بی مرام

هجده بهار برده قدی خم می آورد

دیگر توان شعر نوشتن نمانده است

شاعر برای فاطمیه کم می آورد

***

اما تمام می شود این دردهای ما

دردانه اش می آید و مرهم می آورد

ان شاءالله...

مرثیه حضرت زهرا

 معنا ندارد عید مادر که بستری است

ای شیعیان به هوش ایام مضطری است


رخت و لباس نو بر تن نمی کنیم


مشکی به تن کند هر کس که حیدری است

مرثیه حضرت زهرا

باز این چه نوحه وچه عزا بین بستر است

آیا صدای گریه ی یاس پیمبر است

حال وهوای شهر مدینه عوض شده

از غصه های مادرمان آسمان تر است

یک مدتی است مادرمان باغبان شده

یک مدتی است پهلوی او لاله پرور است

در بین بسترش چقدر ناله میکند

در پشت در خدا چقدر عطر کوثراست

گاهی میان خانه ی خود گریه میکند

ان بانویی که از همه ی بانوان سر است

گل های ارغوان به رخش جلوه میکند

این غنچه ها نشانه ی دستی ستمگر است

حق میدهم اگر حسنش بغض میکند

چون که حوالی در خانه معطر است

بانو پرش شکسته ولی بال میزند

آری پرش شکسته ولیکن کبوتر است

جایش نبود روضه ی در بین این غزل

چون چشم من ز حال خراب علی تر است

حرفم تمام،روز جزا همسر علی

آماده ی حکومتِ در بین محشراست


هجده بهار میگذرد از جوانیت

قربان لطف و معرفتو مهربانیت

جمع ملایکه به شما سجده کرده اند

بین قنوت نافله ی اسمانیت

در خانه ی علی چقدر کار کرده ای

با پهلوی شکسته و با ناتوانیت

پیغمبرانه سوی خدا خوانده ای مرا

با جلوه های چادر پاک یمانیت

در کوچه ذوالفقار علی بوده ای شما

در بین کوچه دیده شده قهرمانیت

چشمان مرتضی پر از احساس غم شده

با دیدن هلال رخ ارغوانیت

حالا میان بستری و گریه میکنی

با غنچه های پیکر رنگین کمانیت

مرثیه حضرت زهرا

پشت در میزدند مادر را

بی خبر میزدند مادر را

 

یک نفر بود پشت در اما . . .

چهل نفر میزدند مادر را

 

کوچه ی ما پر از اراذل شد

در گذر میزدند مادر را

 

عده ای با قلاف ، با کینه

انقدر میزدند مادر را

 

تا که دستش به مرتضی نرسد

بیشتر میزدند مادر را

 

هر که از ره رسید او را زد

رهگذر میزدند مادر را

 

مرد جنگی یقین سپر دارد

بی سپر میزدند مادر را

 

پیش رویم زدند آفا را

پشت سر میزدند مادر را



 

مرثیه حضرت زهرا

مهربان بودی و بد با دل تو تا  کردند

غنچهء ناز تو را با لگدی وا کردند

 

مردم شهر چقدر زود به فکر افتادند

در عزاخانهء تو غمکده بر پا کردند

 

عده ای در وسط کوچه تورا میکشتند

عده ای نیز همان بین تماشا کردند

 

بین یک کوچه باریک زمینت زده اند

بین این کوچه باریک که غوغا کردند...

 

... ناگهان معجر مشکی تو از سر افتاد

بچه ها معجر خونی تو پیدا کردند

 

گرگ ها وحشی و سگ های مدینه هارند

آنقدر پنچه زدند تا کمرت تا کردند

 

سند معتبری هست که تاریخ نوشت:

میخ را در وسط سینه تو جا کردند

 

کشته شد محسن و آنان که تماشا کردند

سند تیر به اصغر زدن امضا کردند

 

مدح حضرت زهرا

امشب نشسته ام بنویسم ترانه ها

از باغ از بهار من از مادرانه ها

از دست پُر امیدم و تسبیح دانه ها

از این دلی که پر زده از آشیانه ها

شکرش میان این همه سر سروری شدیم

مانند یازده پسرش مادری شدیم

آیینه ای گرفته خدا در برابرش

خورشیدی از تمامی انوار انورش

امشب خدا نشسته خدا با پیمبرش

امشب پدر رسیده به دیدار مادرش

تعظیم تو به او نه که بر هست واجب است

از این به بعد بوسه بر این دست واجب است

تا مه کرده نام شما قیل و قال را

پیدا نموده با تو کرامت کمال را

گم کرده عقل پیش شکوهت خیال را

پنهان جمال کردی پیدا جلال را

هر چند کار توست که پیغمبری کنی

تو آمدی که پای علی حیدری کنی

این باغ ها معطر زهراست یا علی

این موج موج کوثر زهراست یا علی

آری تمام باور زهراست یا علی

نام تو نام دیگر زهراست یا علی

آغاز آفرینش از آغاز فاطمه است

یعنی علی حقیقت اعجاز فاطمه است

خورشید زیر پای تو خشت محقریست

کار نگاه چشم شما ذره پروریست

خاک حسینیه شدنم لطف مادریست

خانم تمام حرف من این بیت آذریست

"بنیانگذار مکتب غیرتدی فاطمه

عباسَ درس معرفت اُورگدی فاطمه"

عمریست تا به لطف تو زنجیر می شویم

با بوی نان تازه نمک گیر می شویم

باز از تنور روشن تو سیر می شویم

شکرش ! کنار خانه تو پیر می شویم

در روضه باز چایی دم کرده ی تو بود

این لطف ، لطف دست وَرم کرده ی تو بود

خانم میان صحن رضا نام تو بس است

پای ضریح وقت شفا نام تو بس است

پایین پا بجای دعا نام تو بس است

دردی مگر برای دوا نام تو بس است

نام تو بر لبم دم باب الجواد بود

فیض تو بود از سر من هم زیاد بود

آواره ایم پای شما خوش بحال ما

مشمول هر دعای شما خوش بحال ما

پروانه ی عزای شما خوش بحال ما

مجنون کربلای شما خوش بحال ما

آهی بکش که سینه ی ما کربلایی است

تا یاد توست حال دلم مجتبایی است

می خواست حامی مادر شود نشد

مرهم برای زخم کبوتر شود نشد

تا مانع هجوم ستمگر شود نشد

شاید بجای روی تو پرپر شود نشد

ای وای من که برگ گلی ضرب شست خورد

ضربی ز روی و ضربه ای از پشت دست خورد



همطراز شرف کوثر تو زمزم نیست

خادم خانه تو کیست اگر مریم نیست

شرط پایان رسالت پدری تو بود

بی وجود تو پیمبر به خدا خاتم نیست

خاندانت همگی مظهر اسم اللهند

ولی اندازه تو هیچکسی اعظم نیست

همه دلخوشی حیدر کرار توئی

لحظه خنده تو در دل مولا غم نیست

همکلام دودم حیدری و حق داری

بهتر از نصفه سیب نبوی همدم نیست

حیف نور تو که خرج در و همسایه شود

تو فقط وقف علی باش کسی محرم نیست

همه گفتند ولی قند مکرر باشد

هرکه دیوانه عشق تو نشد آدم نیست

من از آنروز که خلق تو شدم "گریه کنم"

از زمانیکه خودم هم به خدا یادم نیست

بعد از آنیکه پرت خورد به در فهمیدم

نفرت انگیزتر از میخ در این عالم نیست


یا زهرا (س)

هر که با زهراست احساس سخاوت می کند

« مور این وادی سلیمان را ضیافت می کند»

 دست پخت فاطمه نان است و نانش جذبه است

هر که شد یکبار سائل کم کم عادت می کند

 حضرت جبریل یک جلوه است ، ذاتا وحی را....

....فاطمه تا قلب پیغمبر هدایت می کند

 فرشیان... نه عرشیان هم رو به او می ایستند

در میان خانه اش وقتی عبادت می کند

 مرتضی بر فاطمه یا فاطمه برمرتضی !!!

کیست که بر دیگری دارد امامت می کند؟!

 هرچه مولا مدح خود را کرد مدح فاطمه است

آینه از شان همتایش حکایت می کند

 روز محشر که بیاید کار دست فاطمه است

مرتضی می ایستد ، زهرا قیامت می کند

رشته ای از چادرش هم دست ما باشد بس است

رشته ای از چادرش ؟!....آری... شفاعت می کند

علی اکبر لطیفیان


مدح حضرت زهرا

شب سرور دلها شد   شب ولادت زهرا شد 2
آسمونا گلبارونه / روح الامین داره می خونه / ولادت مادرمونه
شیدایی شده دلامون     زهرایی شده دلامون
رویایی شده شبامون با مادر
بهشت خدا زیر پاهای مادره
عاقبت به خیریتون از دعاهای مادره
تا همیشه توی دلهای ما جای مادره

مهدی نظری
****************
به یمن صاعقه ی کوثر    به امر حضرت حق، «وانحر» 2
تو آسمونا خورشیده / که به روی ما تابیده / اساس و رکن توحیده
یا زهرا، صدای بارون       یا زهرا، غزل مجنون
یا زهرا، ذکر دلامون  یازهرا
اومده ز راه زندگیِّ ابوتراب
یار و یاور بندگیِّ ابوتراب
همنشینه عمری با سادگیِّ ابوتراب

طپش طپش دل مجنونم   میگه که من به تو مدیونم 2
همیشه با قلبم همراه / با تو نمیشم من گمراه / مادر حضرت ثارالله
ای مادر ز تو می خونم      ای مادر آروم جونم
عشق تو، تو رگ و خونم  ای مادر
مالک فدک به خدا تا ابد تویی
گرچه مثل حق  مظهر یاصمد تویی
آره مادر، عاشقِ ذکر حیدر مدد تویی

رضا تاجیک

دلم اسیر تو تا فرداها          در به درت هستم تو صحراها
رو کاسه ی نذری مادرهامون   نوشته اند امشب یا زهراها 2
سرمو میدم به پای تو/ زندگیم فدای تو
هر چی دارم از دعای تو/ قلب من سرای تو
دار و ندارم برای تو/ نذر بچه های تو   مادر
عمریه گدا اسیرته/ نوکر شهیرته
تو بارونی، دل کویرته/ دل من فقیرته
همه ی جهان حقیرته/ تا علی امیرته   مادر
ضربان دلهایی أم الحسنین!        امید دو دنیایی أم الحسنین!

خدا به نهر عشق، کوثر گفته    به یمن میلادش «وانحر» گفته
من چی بگم وقتی پیغمبر هم      به حضرت زهرا مادر گفته 2
کار تو مادر کرامته/ نظرت عنایته
کرم تو بی نهایته/ زندگیت هدایته
خاک چادرت متانته/ عشق تو ولایته   مادر
تو دلای ما یه حصرته/ شوق زیارته
با تو بودنم سعادته/ بی تو شقاوته
به روی لبام یه حاجته/ عشقم شهادته   مادر
مادر پیمبرها أم الحسنین!    مادر مادرها أم الحسنین!

دنیا مثه دستاس، تو دستاته   جنت الاعلی هم زیر پاته
شیرخدا حیدر تو مدینه      مدیون اون قلب بی پرواته 2
عالم اسیر غرورته/ مست حضورته
خونه ی علی ظهورته/ غرق به نورته
دل علی مست شورته/ سنگ صبورته   مادر
همیشه تو پشت حیدری/ حامی رهبری
با روحیه ی دلاوری/ نطق پیمبری
غاصبا رو از رو می بری/ والله چه محشری   مادر
یاور ولی الله أم الحسنین     وجیهه عند الله أم الحسنین

رضا تاجیک

دریافت فایل


ولادت حضرت زهرا (س)

سرود


یاس سپـید پیمبـر فاطـمه جان          بهشـت امیـد حیـدر فاطمه جان

آیه ی تطهیر و نوری فاطمه جان     سوره ی یاسین و کوثر فاطمه جان

به هـوای عطر یاس تربت        پر می زنه دل برا زیارت

برای هدیه به پات می ریزیم      دلامونو تو شب ولادت

یا زهرا مادر عالم ، یا زهرا سوره مریم

******

قبله ی حاجات عالم فاطمه جان     صبح مناجات عالم فاطمه جان

مادر سادات عالم فاطمه جان          رمز فتوحات عالم فاطمه جان

رشتـه های چـادر تو مادر        حبل المتیـن امید شیـعه

خدا می‌دونه غمی نداریم   آخه تو محشر تویی شفیعه

یا زهرا مادر عالم ، یا زهرا سوره مریم

******

فرشته ی مهر و رحمت فاطمه جان    ملیکه ی اهل جنت فاطمه جان

مادر اهل دو عالم فاطمه جان         شفیعه ی کل خلقت فاطمه جان

تجلی نور کـبریایی         کرامت صبح هل اتایی

دار و ندار حضرت حیدر     مادر خورشید کربلایی

یا زهرا مادر عالم ، یا زهرا سوره مریم

 

دریافت سبک

ولادت حضرت زهرا (س)

شور

 

دوباره روز مادره          بیفت به پای مادرت

بگو برات دعا کنه   دست بکشه روی سرت

اگه عاشق حسینی     ممنون مادرت باش

ابالفضلی هستی اگه   مدیون مادرت باش

نگام تو نگاشه       بهشت زیر پاشه

دنیا رو نمی خوام اگه نباشه

مادرمادرمادر

 ******

همیشه خواستم از خدا    دلم رو حیدریکنه

جوونی خوبه که براش    فاطمه مادری کنه

یه مادر دعای خیرش     همراه بچه هاشه

خدا راضی میشه ازت   مادر که راضی باشه

اگه سرفرازیم         به زهرا مینازیم

کاش مدینه براش حرم بسازیم

مادرمادرمادر

******

یه مادری بهم میگه            تو هیئت محلمون

در خونه حسین من   الهی پیر شی ای جوون

تو محشر به دست زهراست   دست آقام ابالفضل

یه جور دیگه اس این دلم       مست آقام ابالفضل

مادر مهربونه        مادر خوب میدونه

کربلا شب قدر قرارمونه

مادرمادرمادر

 

دریافت سبک

ولادت حضرت زهرا (س)

سرود

 

زائر بهشت نورم        امشب و به عشق مولا

نوکر حسین که باشی      مادر تو میشه زهرا

سایه حسین رو سرمه     مادر حسین مادرمه

مادر پسرت و نیگا کن  

مادر بیا برام دعا کن

مادر دلم کربلا کن

دوست دارم مادر

 ******

زائر بهشت نورم        من به عشق تو اسیرم

روز مادر و ایشالا      من مدینه جشن بگیرم

حرف اول و آخرمه      مادر حسین مادرمه

من که ندارم و فقیرم 

امشب در خونت که میرم

مادر بگی بمیر ، میمیرم

دوست دارم مادر

****** 

زائر بهشت نورم           حرف کربلا شد امشب

ما غلام بچه هاتیم      مخصوصاً حسین و زینب

مثل سقا این باورمه        مادر حسین مادرمه

برده دلم و دیگه دلبر

قلبم میگیره ذکر حیدر

این هم کادوی روز مادر

دوست دارم مادر

 

دریافت سبک

ولادت حضرت زهرا (س)

شور

 

جشن میلاد مادر اربابم حسینه

اونکه بر مصطفی و حیدر نور دوعینه

فاطمه فاطمه یا زهرا ام ابیها

سوره کوثر پیمبر آمد خوش امد

هستی و دلربای حیدر آمد خوش آمد

فاطمه فاطمه یا زهرا ام ابیها

اونکه شد هل اتی به شأنش نازل ز ایزد

در شرافت باشه از اهل عالم سر آمد

فاطمه فاطمه یا زهرا ام ابیها

با ولایت شده عجین تار و پود و هستش

برترین فرد عالمین زد بوسه به دستش

فاطمه فاطمه یا زهرا ام ابیها

دوس دارم جون بدم برای زهرای اطهر

هرچی دارم بشه فدای زهرای اطهر

فاطمه فاطمه یا زهرا ام ابیها

عشق مولا و عشق زهرا راه نجاته

شاه کلید در بهشته ، سرّالحیاته

فاطمه فاطمه یا زهرا ام ابیها

از عنایات فاطمی رحمت منجلیه

رمز معراج روح و جانها ، یک یا علیه

فاطمه فاطمه یا زهرا ام ابیها

 

دریافت سبک

ولادت حضرت زهرا (س)

سرود

 

جشن عزیز پیمبره         خنده رو لبهای حیدره

گل میریزه از آسمونا          میلاد زهرای اطهره

تبریک،میگه نستزن به یاس    هستی طاها اومده

نور ، دل آسمونیا          ام ابیها اومده

****** 

گوهر نایابم اومده       کوکب و مهتابم اومده

ملیکه ی کل ارض و سما    مادر اربابم اومده

جون ، تمومی عاشقا      فدای نام زهرا

ذکر ، همه بهشتیا        منم غلام زهرا

 ******

دلخوش آب و آیینه ایم     ما دشمن اهل کینه ایم

با نابودی آل سعود      آرزومند مدینه ایم

مادر، به گناه شدیم اسیر   برا ما کن دعایی

تا که مثه عاشقات بشیم     شهید کربلایی

 

دریافت سبک

ولادت حضرت زهرا (س)

سرود

 

دست گدایی من و لطف کرامتت یا زهرا

اگر ردم کنی میدم قسم تو رو به جون مولا

این دل شده شیدایی        از روح تو دریایی

خوشبت شده ، هرکی که ، تو دعاش کردی

شده زهرایی

مادر واقعی ام بی بی زهرا

همه ی زندگی ام بی بی زهرا

علت خلقت من ، دلیل و علت من

دست من سوی تو زهرا

با تو میشم پادشاه ، بی تو میرم ته چاه

دست من سوی تو زهرا

یا زهرا یا فاطمه یا زهرا

******

بغض خدا تو بغضته ، محبتش توی نگاهت

دستمون و بگیر بی بی ، چشم همه مونده به راهت

دارم به دلم غوغا      ذکرم شده یا زهرا

امشب میگیرم از تو من براتم رو

واسه کربلا

فقط همتای علی تویی تنها

گل یاس نبوی بی بی زهرا

دل من مادریه ، سمتم نوکریه

نوکر نوکرات هستم

من و خاک قدمت ، تو و جود وکرمت

عاشق روضه هات هستم

یا زهرا یا فاطمه یا زهرا

 

دریافت سبک



 

مدح حضرت زهرا

بهترين فرم غزل هايم براي مادر است

دفتر شعرم مزين از صفاي مادر است

در قنوت هر نماز خود دعايم مي كند

هرچه دارم در دو عالم از دعاي مادر است

شأن او روز ازل ضرب المثل گرديده است

باخبر هستم كه جنت زير پاي مادر است 

نزد اهل بيت اهل بيت بايد ذبح كرد

بچه هايم نذر راه بچه هاي مادر است*

مادر اللهي نيم اما شعارم اين بود 

مي پرستم آن خدايي كه خداي مادر است

وعده ي حق است آخر از سلاطين مي شود

هركه در ساعات عمر خود گداي مادر است

هيچ داني " حيدر " و "مادر " چرا هم قافيه ست ؟؟

در لغت هم شاه مردان مبتلاي مادر است

"لا فتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار"

فاطميون مطلع باشيد نواي مادر است

خانه اي كه مادري در آن نباشد خانه نيست

خانه اي خوب است كه در آن صداي مادر است

طبع شعر و ذوق و استحسان من از آن اوست

كار من هر روز و شب مدح و ثناي مادر است

گرچه فرزندي چموشم ليك دارم زمزمه

كل دارائي من يك جا فداي مادر است

در ازاي خط خطي هايم نمي گيرم صله

بهترين پاداش كار من رضاي مادر است

علیرضاخاکساری



مرثيه حضرت زهرا


گریان روضه ایم و عزادار فاطمه

عمری اسیر کوچه و بازار فاطمه

جبران لطف مادریش را کجا توان

تا بی نهایتیم بدهکار فاطمه

روز ازل خریده مرا او برای خویش

اکنون اگرشدیم خریدار فاطمه

او یک تنه حریف تمام سپاه شد

جانم فدای آن همه پیکار فاطمه

تا روز حشر شامل نفرین ما شود

هرکس بنا نهاده به آزار فاطمه

هرکس اسیر مشغله ای گشته است و ما

شاعر شدیم شاعر دربار فاطمه

یاسرمسافر

مرثيه حضرت زهرا

چه کنم درد و بلای تو به جانم ، چه کنم

به نگاه نگرانت نگرانم ، چه کنم

اهل یثرب زمن و گریه ی من بیزارند

نا گزیرم که در این شهر نمانم ، چه کنم

تا سحر از غم تنهایی تو بیدارم

دو دلم من بروم یا که بمانم ، چه کنم

دو قدم راه نرفته نفسم میگیرد

عمری از من نگذشت است و جوانم ،چه کنم

سعی کردم قد خم را ز تو پنهان سازم

هر چه قد راست کنم ، باز کمانم ، چه کنم

دست تو وا نشد و دست من از کار افتاد

خجلم از تو همین بود توانم ، چه کنم

نیمه شبها که حسین آب ز من میطلبد

نیستم آب به دستش برسانم ، چه کنم



شده ام بی قرار ، بی زهرا

مثل ابر بهار ، بی زهرا

وای بر زندگی پس از یارم

اُف بر این روزگار ، بی زهرا

مانده ام که چرا نمُردم من

چه کنم بی نگار ؟ بی زهرا ؟

کودکانم یتیم ، بی مادر  

همگی داغدار ، بی زهرا

خانه ام سوت و کور و خاموش و

پُر ز گرد و غبار ، بی زهرا

حسنم مانده با تماشای

چادری وصله دار ، بی زهرا

یار در خاک خفته ای دارم

حرفهای نگفته ای دارم ...

تو مثالی نداشتی زهرا

دست خالی نداشتی زهرا

زیر این خاک هم تو خورشیدی

پس زوالی نداشتی زهرا

ختم تو شد غریب چون یاری ...

... این حوالی نداشتی زهرا

چقدر فکر حال من بودی

گرچه حالی نداشتی زهرا

مانده ام که چطور پر زده ای

تو که بالی نداشتی زهرا

چقدر زود رفتی آخر تو

سن و سالی نداشتی زهرا

از برای عروسی زینب

تو خیالی نداشتی زهرا ؟

به جز این چادر پُر از وصله

هیچ مالی نداشتی زهرا

رفتی و خاطرات تو باقی است

فاطمه التفات تو باقی است

رفتی و بودن تو یادم هست

دیده ی روشن تو یادم هست

گوشه ی خانه ام کنار تنور

یاد نان پختن تو یادم هست

یاس نیلوفری من  ... زهرا

روز پژمردن تو یادم هست

من هنوز هم میان این کوچه

به زمین خوردن تو یادم هست

چه کنم با در لگد خورده

آه ، افتادن تو یادم هست

سختی و سوزش نفسها و

خون پیراهن تو یادم هست

گریه سرخ بیت الاحزان و

خنده دشمن تو یادم هست

کوثرم ، همسرم سفر کردی

یار و همسنگرم سفر کردی

مرثيه حضرت زهرا


گل اگر از کمرش تا بخورد می شکند

یا اگر غصه ی خود را بخورد می شکند

همه زیبایی گل در گرو گلشن اوست

گل اگر چشم و نظرها بخورد می شکند

به نوازندگی باد خزان حساس است

گل اگر ساقه ی آن پا بخورد می شکند 

گل لطیف است و ضعیف است و نحیف است و نحیف

گل به آئینه هم حتی بخورد می شکند

وجه تشبیه قشنگی ست ، گل آئینه بود

در جدل ها بزند یا بخورد می شکند 

جای گل بین در خانه و دیوار که نیست

سر گل بر در و لولا بخورد می شکند

قافیه های غزل نیز شهادت بدهند

وزن شعرم اگرم وا بخورد می شکند

"بنوسید بر حاشیه ی برگ شقایق

گل تاب فشار در و دیوار ندارد"

پهلویی در وسط مخمصه ای گیر کند

- در و دیوار به هم تا بخورد - می شکند

دنده های قفسه سینه اگر میخ دری

وسط سینه ی گل جا بخورد می شکند

گوشواره که به یک لاله ی گوشی بند است

ضربه آهسته هم حتی بخورد می شکند

بوی خون می رسد از این غزل و میگویم

گل اگر از کمرش تا بخورد می شکند



نه فقط نیمه ی شب چشم ترم میسوزد

بلکه از غربت حیدر جگرم میسوزد

یاد آن روز که آتش ثمرم را سوزاند

هر کجا می نگرم دور و برم میسوزد

مادری تشنه لبم جرعه ی آبی بدهید

کام عطشان و بسی شعله ورم میسوزد

دو سه ماهی ست که در بستر خود تب دارم

بی سبب نیست اگر بال و پرم میسوزد

به خدا دست خودم نیست ، حلالم بکنید

تا می آیم بنشینم کمرم میسوزد 

لگد و ضربه ی در کار به دستم داده...

پا به پایم دل محسن پسرم میسوزد

هرچه من میکشم از زیر سر دیوار است

بعد سیلی همه شب زخم سرم میسوزد


اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا صِدّیقَةُ الشَّهیدَة


در را شکستند.............با کینه توزی قلب حیدر را شکستند

ای اهل عالم ..............آئینه ی روی پـیـمـبـر را شکستند

با ضربه ی پا...............نامردمان پهلوی مادر را شکستند

مادر زمین خورد...........یعنی غرور مرد خیبر را شکستند

با زورِ قنفذ..................در کوچه ها بازوی "کوثر" را شکستند

دیوار کوچه..................آری شهادت میدهد سر را شکستند




مرثيه حضرت زهرا

دست ِ اسلام را چرا بستيد!؟

فاتح بدر و خندق است اين مرد

يادتان رفته درب خيبر را

با همين دستها شكست اين مرد

***

يادتان رفته در حنين و احد

ذوالفقار گره گشايي داشت

يادتان رفته تا همين ديروز

در مدينه برو بيايي داشت

***

شرم تان باد! ناجوانمردان

نكشيدش چنين غريبانه

اسدالغالب است، مي جنگد

پنجه در پنجه، مرد و مردانه

***

يادتان رفته از لب ِ تيغش

جاي ِخون، رأفت و كرم مي ريخت

يادتان رفته بي زره ، تنها

لشگري را علي به هم مي ريخت

***

يادتان رفته ذوالفقارش را

ماجراهاي فن ِ دستش را

مَرحبُ و عَمروَد دو نيم شدند

يادتان رفته ضرب ِ شصتش را

***

يادتان رفته آن رشادت ها

مرد ميدان غزوه ها مي شد

تا شماها فرار مي كرديد

سپر جان مصطفي مي شد

***

نبريدش چنين،يدالله است

كفر از او سيلي عيان خورده

اي عربهاي بي حياء ؛ اصلاّ

اسم حيدر به گوش تان خورده

***

نور توحيد را نمي بينيد!؟

كوردل هاي ِ باطن آلوده

وا كنيد اين طنابها را زود

او براي خودش كسي بوده

***

تيره بختان ز فيض محروميد

در صف دشمن ولي هستيد

رفته از يادتان كه مديون

دست پر پينه ي علي هستيد

***

چاه هاي مدينه مي دانند

كه كمر قصدِ كشتنش بستيد

آبروي تمام عالم را

ريسمان دور گردنش بستيد

***

حرمتش را نگه نمي داريد!؟

روي دوشش عبا بيندازيد

او غرورش شكسته نامردان

از سرش تيغ را بيندازيد

***

پا برهنه به مسجدش نبريد

او خودش خاكي ِ خدايي هست

نيمي از كينه را نگه داريد

چون كه گودال كربلايي هست

***

كربلا باز فرصت خوبي است

عقده هاتان به كار مي آيند

سرِ بر نيزه رفتن پسرش

همه با هم كنار مي آيند


مرثيه حضرت زهرا


چه کنم بی تو اگر زنده بمانم ، چه کنم

کاش می شد که در این شهر نمانم ، چه کنم

تا سحر خواب نداری و دعا گوی منی

شده بیماری تو قاتل جانم ، چه کنم

مردم از گریه ی تو خسته ، تو از گریه ی من

اشک از دیده ز داغت نفشانم ، چه کنم

من که صد ها گره ی کور به دستم وا شد

گِرِهم روی گره خورده ندانم ، چه کنم

حاضرم جان بدهم چهره ی خود باز کنی

گرچه شرمنده از این روی نهانم ، چه کنم

تا مغیره رسد از راه حسن می لرزد

من به حال پسرم بس نگرانم ، چه کنم

گیرم از کوچه به یادت رفت و آمد نکنم

با در سوخته ی خانه ندانم ، چه کنم

استخوان های تو بیرون زده لاغر شده ای

چِقَدَرَ پیر شدی یار جوانم ، چه کنم

ای زمین خورده ، علی هست زمین خورده ی تو

بیش از این نیست به تن ، تاب و توانم ، چه کنم

به یقین حرف دلم بود که ((انسانی)) گفت:

((من زمین خورده ترین مرد زمانم ، چه کنم))
سعیدخرازی


مقتل نوشت ؛ آه...و یعنی تمام شد

یعنی که دور مادرمان ازدحام شد

یعنی رکوع پشت درش امتداد یافت

یعنی شهید سجده به پای امام شد

هر کس رسید روی تنش رد پا گذاشت

قتلش حلال گشت و نجاتش حرام شد

تنها به جرم اینکه دفاع از امام کرد

محکوم ضربه های پر از انتقام شد

اینجای قصه مادرمان حرفها شنید

تا شد...شکست...درد شدیدش مدام شد

قنفذ به طعنه فاتحه ای خواند و خنده کرد...

یعنی که کار کشتن زهرا تمام شد...!.

نیما نجاری

 

زهرا! گمان کنم که زمان سفر شده

خواب و خوراک تو چه قدر مختصر شده

 

داری برای مرگ خودت می کنی دعا

امّا غروب عمر علی جلوه گر شده

 

در زیر بار غم، بدنت آب رفته است

حالت شبیه حال دل محتضر شده

 

در خانه هم برای علی رو گرفته ای!

این صورت کبود تو هم دردسر شده

 

حرفی بزن وگرنه که دق می کند حسن

حرفی بزن ببین حسنم، جان به سر شده

.......

خیلی دلت برای حسین شور می زند

« جانم حسین » های تو غرق شرر شده

.......

در پشت در چه بر سرت آمد که این دو ماه

دارو دگر به زخم تنت بی اثر شده؟!

 

فهمیده ام که دست به پهلو گرفته ای

هر چه که پیش آمده از « میخ در » شده

 

کمتر نفس بکش به خدا می کشی مرا

خونابه های پهلوی تو بیشتر شده

محمدفردوسی


مرثيه حضرت زهرا

آن روز درب خانه ی مادر شکسته بود

 او پشت در، مدافع حیدر نشسته بود

 یک سوی خشم و شعله و هیزم، سوی دگر

 مادر ولی نه مثل همیشه؛ شکسته پر

گلبرگ یاس زخمی مسمار دیده ای؟

 یاس کبود از در و دیوار دیده ای؟

 لرزید عرش، کینه ی دشمن که جان گرفت

 خورشید روضه خواند و دل آسمان گرفت

 مادر اسیر در، پر نامرد کوچه ها

دلگیر و بی فروغ و چه پر درد، کوچه ها

 این "کوچه ها" به روی من آوار می شود

 وقتی کنار قافیه تکرار می شود

 مادر اجازه هست از اینجا به بعد را

 طوفان به پا کنم و هیاهوی رعد را

 تا شعله های سرکش این درب سوخته

این درب با لگد به شما گشته دوخته

 شال عزا و چادرتان را رها کند

بازویتان نسوخته باشد؛ خدا کند

 ای کاش شعله های در و میخ و پیرهن

آرام گیرد از قطرات سرشک من

هر چند سیل اشک امانم نمی دهد

 این اتفاق رخ به گمانم نمی دهد

 در مجلس عزای تو طوفان به پا شده

 دلها عجیب راهی آن کوچه ها شده

 آتش زده سرودن این شعر جان من

 جبریل هم ز ماتمتان گشته سینه زن

 بایاد پهلوی تو  "قلم" ضجه می زند

 حتی "ردیف" و "قافیه" هم ضجه می زند

 شام وداع، دفن شبانه، ئغم علی

اِستُرجِعَت وَدیعه ی ختم رسل، ولی...

از هجر یاس دیده ی مولا نمور بود

 ای یارمهربان علی،  رفته ای چه زود

 تو اُم زینبی، به خدا می سپارمت

 ای دختر نبی، به خدا می سپارمت

ماندن که هست صحبت رفتن برای چه؟

زهرای من حلالیت از من برای چه؟

وقت نفس نفس زدنت پیش پای من

لاله نریز این همه گلشن برای چه؟

دارم به جمله ی پدرت فکر می کنم

وقتی که هست فاطمه جوشن برای چه؟

باشد نخند... از تو توقع نداشتم

این دل شکسته هست شکستن برای چه؟

زهرا کشان کشان دم در آمدی چرا؟

گفتم نیا که ... آمدی اصلاً برای چه؟

ما را برای همسفری آفریده اند

بی من تلاش بهر پریدن برای چه؟

اَسما که بود دور و برت ، فضه هم که بود

تابوت خویش خواستی از من برای چه؟

هنگام دور گردن این پیرهن که شد ...

جان حسین این همه شیون برای چه؟

مرثیه حضرت زهرا

هر چه بود، از در و دیوار خودم فهمیدم

حاجتی نیست به اصرار خودم فهمیدم

راز حبس نَفَس و جوشش خون از سینه

از فرورفتن مسمار خودم فهمیدم

این که یک حادثه رخ داده در آن کوچۀ تنگ

از نهان کردن رخسار خودم فهمیدم

این که دیگر نزنی شانه به موی زینب

از قنوتت به شب تار خودم فهمیدم

همه گویند دگر رفتنی است این بیمار

به قیامت شده دیدار خودم فهمیدم

از چه لبخند به تابوت زدی بعد سه ماه؟

حاجتی نیست به گفتار خودم فهمیدم

سبك هاي فاطميه



دریافت متن اشعار به صورت فایل (word)


دریافت سبک اول

دریافت سبک دوم

دریافت سبک سوم

دریافت سبک چهارم

دریافت سبک پنجم



مرثيه حضرت زهرا

افتادن و پرپر زدنم دست خودم نیست

شب تا به سحر سوختنم دست خودم نیست

آخر چه کنم لاغریِ زود رَسَم را

پیری و شکسته شدنم دست خودم نیست

دستم دو سه ماه است نخورده است به کاری

انگار کنار بدنم دست خودم نیست

این موی سپید پسرم قلب مرا سوخت

شرمندگیم از حسنم دست خودم نیست

اَسما کمکم کرد که آرام بیفتم

افتادن و برخاستنم دست خودم نیست

هر بازدَمی باز کند زخم تنم را

خونی شدن پیروهنم دست خودم نیست

از درد شدید است مرا ضعف گرفته

اینقدر عرق ریختنم دست خودم نیست

از عاطفه ی مادریم خُرده مگیرید

گریه به گلِ بی کفنم دست خودم نیست

سبك هاي فاطميه

 

این روزگار، نداره ، با دلم ، سر سازگاری

دلم خوشه ، به همین ، که آقا ، تو هوامو داری – تو هوامو داری

حال ِ دل ِ من بده آقا – منم آرزو دارم – دوباره به کربلا بیام – پابوسی ِ شما

توکه میدونی پای غمت -سینه کبودمو– همیشه برای روضه هات– هستم غلام سیا

آقام – ابی عبدالله

کی میدونه ،  کرمت ،  با من ِ ، روسیا چه کرده

این نوکر ِ ، بی پناه ، براتو،  شبا روضه گرده – شبا روضه گرده

حال ِ دلِ من بده آقا- منم آرزو دارم – الهی که بین روضه هات – جونم به لب بیاد

روشنه دلم به زودیا – من کربلا میام – براتمو آخر میگیرم – از پنجره فولاد

آقام – ابی عبدالله

تو آخرِ ، مرام و ، کرمو ، مهربونی هستی

تو پای این ،  نوکرِ،  روسیا عمریه نشستی – عمریه نشستی

حال ِ دل ِ من بده آقا – منم و بار گناه – دردمنو کاش شفا بدی – به جان مادرت

منم و همین دوقطره اشک –دارو ندارمه – زندگی ِ من فدا سر ِ – رقیه دخترت

آقام – ابی عبدالله

سبـــک (جهت دانلود کلیک کنید )

نمیدونم چرا دلم بهونه گیره

دلی که از زمونه و این دنیا سیره

آروم نداره دائما به غم اسیره

برای من یه کاری کن که دیگه دیره

برای من مادری کن ؛ محتاج یک دعاتم

سایه ی بالای سرم نوکر بچه هاتم

کاشکی بودم تو کوچه ها سپر سیلی مادر

به جای تو میشد تنم یکسره نیلی مادر

وای مادرم وای مادرم وای مادرم ؛ یازهرا

فاطمیه تجلی ولای حیدر

دل خدا هم میشکنه برای حیدر

تو رو زدن تو کوچه ها به پای حیدر

شدی نفس نفس نفس فدای حیدر

چی میکشید می دید علی که افتادی رو خاکا

محسن تو فدا شده میون جنگ و دعوا

غلاف شمشیر و لگد بازوی تو ورم کرد

چه بی خبر ؛ چه بی هوا ؛ اون بی حیا تو رو زد

وای مادرم وای مادرم وای مادرم ؛ یازهرا

هیچکی برای درد و دل مادر نمیشه

مادر یه واژ ه واسه ی عشقه همیشه

حالا که دل تو روضه هات توی آتیشه

یه خواسته دارم از شما این آخریشه

آرزومه برای تو تو روضه ها ت بمیرم

یا که مثه شهدامون جلو چشات بمیرم

منم همون غلام سیا گدای بی نواتم

کاش بشه حک رو قبر من که عبد کربلاتم

سبـــک ( جهت دانلود کلیک کنید)*


دوماهه ( عمریه )  که من برات  - گریه کردم

همراه ِ عزادارت  -  گریه کردم

چه شبا که واسه تو  -   روضه خوندم

با علم و پرچمات -  گریه کردم

اشک چشمای تر، آب حیاته

روضه ی تو برام ، راه ِ نجاته

اجر ِ این نوکرات ، با مادرته

هدیه ی فاطمه ، کرب و بلاته

یاحسین یاحسین غریب ِ مادر

مثه یه کبوتر ِ – بسته بالم

این شبا گرفته و – خسته حالم

نه فقط همین دوماه – بلکه آقا

با غمت محرمه – کل ِ سالم

شکر لله شدم ، غلام سیاتون

دل نمی کنم از ، این روضه هاتون

کاشکی تایید کنی ، تو نوکریمو

آخر الامر بشم ، آقا فداتون

یاحسین یاحسین غریب ِ مادر

دل ِ بیقرار ِ من – حسرتی شد

چرا که زیارتت – پا نمیده

حرف ِ آبرومه که – میگن آقات

نوکرشو تو حرم – را نمیده

عاشقی دردیه ، درمون نداره

عاشق ِ تو سر و ، سامون نداره

حال ِ ما دیدنی ، شده ولیکن

هیچکسی خبرا از ، مجنون نداره

یاحسین یاحسین غریب ِ مادر

توی غم ِ این شب ِ – بی ستاره

یا امارضا دلم –غصه داره

زائر ِ حرم شدم – بازم آقا

با یه  دلی که برات – بیقراره

چشمه ی لطف  ِ بی، پایانی آقا

ما گدا و شما ، سلطانی آقا

هیچ کجا واسه ما ، مشهد نمیشه

قبله ی مردم ایرانی آقا

یارضا یارضا جانم رضا جان 

سبك هاي فاطميه

سبک شماره (1) - واحد

دلم امشب - تو تب و تاب غم افتاد بی قراره

آروم آروم - دونه دونه بارون چشام می باره

بازهم – شبای فاطمیه اومد

از غم – جبرئیل به سینه وسر زد

آسمون گلگونه – لحظه ی بارونه – خدا روضه خونه

فاطمه ناموس الله س ، بدانید مردم

فاطمه مادر دنیا س ، بدانید مردم

مادرم یازهرا (3)

گل طاها – بگو آخه به سرت چها آوردن

با شما ها – مردم مدینه بی وفایی کردن

حیدر –  بی طرفداره و مظلومه

مادر –  اوج غربت ِ تو معلومه

دل من پردرده – شبا روضه گرده- می خونم بی پرده

فاطمه ناموس الله س ، بدانید مردم

فاطمه مادر دنیا س ، بدانید مردم

مادرم یازهرا (3)

فانوس اشک – شده روشن توی تاریکی ِ خونه

زینب ِ تو – زیر لب با گریه هی دعا می خونه

یارب – می سوزه مادر من از تب

هرشب – می رسونه جونمو برلب

خونمون تاریکه – می سوزم از اینکه – اجلش نزدیکه

حرمت مارو شکستن ، امون از دنیا

دستای حیدر و بستن ، امون از دنیا

مادرم یازهرا (3)

سبــک

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سبک شماره (2) زمینه

غروب ِ مدینه ، چه دلگیر ِ خدا

مادرم شب تا صب ، به درد اسیر ِ خدا

دعا کرد بمیره ، نکنه بمیره خدا

گلای باغچمون همه – خشکن و پاییزی شدن

مردم شهرمون چرا ؟ - اینقده با ماها بدن

مادرمو چرا زدن

مردم ِ مدینه / جواب خوبی این نبود

مردم ِ مدینه / صورت زهرا شد کبود

مردم ِ مدینه / دنیا فقط یک سرابه

چرا بی وفایید؟ / این سئوال ِ من بی جوابه

وای (4) مرو مرو مادر

بلندشو ز بستر ، گل یاس ِ علی

ببین سر به زانوس ، به التماس ِ علی

تو هستی تموم ِ ، وجود و احساس ِ علی

پیش ِ دو چشم ِ مضطرم – لحظه به لحظه آب میشی

بانوی ِ خونه ی علی – بده علی رو دلخوشی

آخ که داری عذاب میشی

الهی بمیره / اونکه لگد بر پهلوت زد

بشکنه دودستش / تازیونه بر بازوت زد

خوب می شی دوباره / دعا کنی مستجابه

چرا میر ی از هوش؟ / این سئوال ِ من بی جوابه

وای (4) مرو مرو مادر

به دردها اسیر ِ ، غم ِ هر روزی و

می بینم که شبها ، زغصه میسوزی و

برای حسینت ، لباسی  رو می دوزی و

 

گفتی همه کفن دارن – حسین من بی کفنه

گفتی که راز دار ِ غمت – عزیز مادر حسنه

نذاری گریه بکنه

چن روزه دلامون / تو اضطرابه غمگینه

حسن شبا تو خواب / انگار یه کابوس می بینه

خس خس ِ نفسهات / میگه که حالت خرابه

چرا میر ی از هوش؟ / این سئوال ِ من بی جوابه

وای (4) مرو مرو مادر

سبـــــک

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سبک شماره (3) زمینه و شور

بانوی خونه ی علی ، کبوتری ، کبوتری

تنها مادر بگو کجا ، میخوای بری ، میخوای بری

حرف ِ رفتن ، میزنی تا / دل میشه پر ، شور و غوغا

مرو مادر مرو مادر

لخته ی خون ، بسته پهلوت / ورم داره ، دست وبازوت

مرو مادر مرو مادر

التماسم ، مرو مادر / گل یاسم ، مرو مادر

اشک ِ چشمات تبلور ِ ، هزار تا درد ، هزار تا درد

یاس حیدر شدی چرا ؟ ، خزون ِ زرد ، خزون ِ زرد

شعله داره ، تب ِ جونت / تاره تاره ، آسمونت

پریشونی ، پریشونی

ای پرستو ، شدی پر پر / میزنی پر، روی بستر

نیم ِ جونی ، نیم ِ جونی

التماسم ، مرو مادر / گل یاسم ، مرو مادر

 

 

ای مرغ ِ عشق مرتضا ، شکسته پر، شکسته پر

گشتی پر پر میون ِ این ،دیوارو در ، دیوارو در

همه دردت ، غم حیدر / شده تنها ، مرد خیبر

امون ایدل ، امون ایدل

سلام او ، بی جوابه / رو دستش جا ی طنابه

امون ایدل ، امون ایدل

التماسم ، مرو مادر / گل یاسم ، مرو مادر

 

 سبــــک

مرثيه حضرت زهرا


ای مادری که طعم آتش را چشیدی

ای مادری که محسن خود را ندیدی

 

من زینبم پاسخ بده با این همه زخم

از خانه تا مسجد چگونه می دویدی

 

شرمنده شد حتی غلاف از بازوی تو

وقتی کمربند علی را میکشیدی

 

وقتی پدر را سوی مسجد میکشاندند

خود را کشاندی بر زمین اما رسیدی

 

میخواستی نفرین کنی اما نکردی

وقتی که بالای سر او تیغ دیدی

 

دور علی پروانه سان می گشتی اما

شکوه نکردی هر قدر طعنع شنیدی

 

او از نگاه تو خجالت میکشید و

تو از نگاه او خجالت میکشیدی

 

با این همه گل زخم و با آن چشم تر

باز تو کوثر جاری قرآن مجیدی

 

پهلو به پهلو میشوی و در تن

سر باز کرده باز هم زخم جدیدی

 

تو آنقدر فکر امامت بوده ای که

آتش گرفتن را به جان خود خریدی

 

شاعر : مهدی نظری